وحی در لغت به معنای اشاره کردن، نوشتن، الهام، کلام پنهانی و هر چیزی است که به دیگری القاء میشود.
"راغب اصفهانی" میگوید:(1) ریشه وحی به معنای اشاره تند و سریع است، از این رو هر کاری که به سرعت انجام گیرد وحی نام دارد و این ممکن است در کلامی رمزی و کنایهای باشد. اما در اصطلاح، الهامات غیبی خدای سبحان به فرستادگان خویش را وحی میگویند. این واژه در قرآن در چهار معنا استعمال شده است:
«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیهِمْ أَن سَبِّحُواْ بُکْرَةً وَ عَشِیا»(2) ؛ از محراب به سوی قومش شتافت و به اشاره به آنان القاء کرد که صبح و شام خدا را تسبیح کنند.
«وَ أَوْحَى رَبّــُکَ إِلَى النـَّحْلِ أَنِ اتَّخـِذِى مِنَ الْجِـبَالِ بُیــوتًا وَ مِنَ الشَّــجَرِ وَ مِمَّا یعْرِشُــونَ»(3) ؛ پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که خانههای خود را در میان کوهها و درختان بنا کند.
این الهام ممکن است خاطر? ذهنی یا القای روحی و روانی از عالم بالا باشد.
«و َأَوْحَینَآ إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِى الْیمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِى إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیکِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ» (4) ؛ به مادر موسی وحی کردیم که طفل خود را شیر بده و اگر ترسیدی که فرعون گزندی به او رساند او را در نیل رها کن.
وحی به این معنا بیش از هفتاد بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله آن که:
«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَینَآ إِلَیکَ هَذَا الْقُرْانَ»(5) ؛ ما به وسیله وحی این قرآن به تو بهترین داستانها را برای تو بیان میکنیم.
آیة الله جعفر سبحانی برای روح کمالاتی در نظر گرفته است که به فراخور میزان تکاملش قابلیت درک و دریافت وحی را مییابد ایشان میگوید:
روح بر اثر کمالاتى که دارد مىتواند از راههاى گوناگون با عوالم روحانى تماس بگیرد. که در روایات پیشوایان اسلام وارد شده است،(6) برخی از این روایات عبارتند از:
1- گاهى حقایق آسمانى را به طور الهام دریافت مىکند، و آنچه که بر قلب او القاء مىشود، حکم علوم بدیهى را پیدا مىکند که شک و تردید در آن راه نمىیابد.
2- جملهها و کلماتى را از جسمى(مانند کوه و درخت) مىشنود، مانند شنیدن حضرت موسى (علیهالسلام) که سخن خدا را از درخت شنید.
3- حقایق در عالم رؤیا براى او بسان روز روشن کشف مىشود.
4- فرشتهاى از طرف خدا مامور مىشود که کلام مخصوصى را به او برساند.
قرآن از این طریق، براى رسول گرامى نازل شده است و خود قرآن نیز در «سوره شعراء»، آشکارا مىفرماید: روحالامین(جبرئیل) آن (قرآن) را بر قلب تو نازل کرده است، تا از گروه ترسانندگان بوده باشى.(7)
الف- وحی، اعم از الهام میباشد؛ زیرا الهام از جانب خدا بدون واسطه فرشته است، ولی وحی گاهی به واسطه فرشته و گاهی بدون آن است.
ب- وحی، از ویژگیهای نبوت و الهام از ویژگیهای ولایت است.
ج- وحی، مقید به تبلیغ و رسانیدن است، در حالی که الهام چنین نیست.
د- در الهام، انسان آگاه نیست که از کجا چیزی به قلبش وارد شده است در حالی که وحی برخلاف این است.
شایعترین کاربرد وحی یعنی وحی به پیامبران نزدیک هفتاد بار در قرآن به کار رفته است. این نوع از وحی، پدیدهای است مرموز که در قالبهای عقلی بشر نمیگنجد. شناخت حقیقت وحی تنها برای کسی ممکن خواهد بود که آن را دریافت کرده است. بنابراین پیامبران الهی تنها کسانی هستند که به واسطه ارتباط شهودی با عالم غیب، معرفت به وحی خواهند داشت و دیگران تنها آثار و علائم وحی را خواهند فهمید.
این پدید? فرا عقلی، یکی از بالاترین مقاماتی است که صف پیامبران را از دیگران جدا میسازد. قرآن، ضمن تأکید بر این مطلب که پیامبران نیز به لحاظ جسمی بشری بیش نیستند و از جنس فرشتگان نمیباشند، تصریح میکند که آنان دارای خصیصهای هستند که دیگران آن را دارا نمیباشند و آن ویژگی «وحی پذیری» است.
اتصال و ارتباط غیبی میان پیامبران و خداوند که «وحی» نامیده میشود، به سه صورت امکانپذیر است:
«وَ مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیا أَوْ مِن وَرَآء حجَابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا»(8) ؛ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید، جز [از راه] وحی یا از فرا سوی حجابی، یا فرستادهای ارسال کند.
در این آیه کریمه اقسام سخن گفتن خداوند با بشر در سه صورت منحصر شده است.
گفتار الهی که هیچ واسطهای میان خدا و پیامبر نباشد. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دربار? چگونگی نزول وحی چنین آمده است که حارث بن هشام از آن حضرت پرسید: وحی چگونه بر شما نازل میشود؟ فرمود:
«گاهی مانند صدای زنگ میآید و این شدیدترین حالت وحی بر من است که مرا کوفته و خسته مینماید و در عین حال همه گفتهها را حفظ میکنم و گاه فرشتهای به صورت مردی متمثل شده آن چه میگوید حفظ میشوم.»
گفتار الهی که از پشت حجاب شنیده شود؛ مانند سخن گفتن خداوند با حضرت موسی به واسط? درخت.
گفتار الهی که ملکی آن را حل نموده و به بشر برساند.
پینوشتها:
1- راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن الکریم، ماده «وحی» .
2- مریم/11 .
3- نحل/68 .
4- قصص/ 7 .
5- یوسف/ 3 .
6- به کتاب «بحارالانوار»، ج 18/193،194،255 ،256 مراجعه فرمایید.
7- نزل به الروح الامین على قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربى مبین. سوره شعراء / 195. و در سوره شورى، آیه 51 به تمام این طرق اشاره شده است و در این مورد به کتاب «رسالت جهانى پیامبران» مراجعه بفرمایید.
8- شوری/ 51.