معرفی هفته بزرگداشت قرآن در دانشگاهها از طرف نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
معاون فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها گفت: هفته بزرگداشت قرآن هیجدهم تا بیست و چهارم آبان در دانشگاههای کشور برگزار می شود حجت الاسلام و المسلمین داوود رنجبران در نشست خبری برگزاری هفته بزرگداشت قرآن گفت: در این هفته همه فعالیتهای قرآنی دانشگاهها در حوزه های فوق برنامه، کانونها ، پژوهشی و پایان نامه ها ، بررسی و دستاوردهای آنها به آموزش عالی عرضه خواهد شدوی گفت: بررسی شیوه اجرای برنامه های قرآنی، آیین نامه ها و شناسایی نقاط قوت و ضعف و ظرفیتهای موجود در زمینه فعالیتهای قرآنی در دانشگاهها از دیگر موضوعاتی است که در این هفته به آن پرداخته می شود.
نکو داشت هفته قرآن دانشگاه ها که همراه با بزرگداشت شخصیت مفسر قرآن علامه طباطبایی (ره) می باشد در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه نیز با تهیه و تکثیر و توزیع بروشور و نصب پارچه نوشته هایی در این مورد در دانشگاه و کلیه دانشکده ها و همچنین تهیه جزوه آشنایی با مفاهیم و سوره ها جهت استفاده دانشجویان و کارکنان برگزار شد.
قرآن از دیدگاه قرآن
فرصت را دریاب تا پشیمان نشوی
از زیبا ترین وبهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما فرستاده شده است (قرآن) پیروی کنید پیش از اینکه عذاب (دنیوی واخروی ) ناگهان به سوی شما تاخت آرد ، در حالی که شما بی خبر باشید. ( سوره زمر / آیه 55
قرآن از دیدگاه پیامبر
اگر می خواهید زندگی سعادتمندانه داشته باشید واگر می خواهید مرگتان شهید گونه باشد واگر نجات در روز قیامت وسایه وسایبانی درآن روز گرم و سوزان وهدایتی در روز ضلالت می خواهید پس به سراغ قرآن بروید که قرآن کلام خداوند رحمان است وجلوی شیطان را می گیرد وپرونده های شما را برجسته می کند. (پیامبر اکرم (ص))
راه نجات از گرداب حوادث وفتنه ها
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و عرضه داشت یا رسول الله فتنه ها در امت تو زیاد می شود،گرفتاریها و ظلمت ها به امت تو روی می آورد (ستکون فی امتک الفتنه ).گفتم : ای جبرئیل چه کنند ؟ راه خروج از این فتنه ها چیست؟ جبرئیل عرضه داشت؟یا رسول الله خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : این قرآن است که از گذشته و آینده خبر می دهد و می تواند با روشنگری این فتنه ها را از بین ببرد و رفع کند.
قرآن در کلام امیرالمومنین حضرت علی (ع)
حضرت علی (ع) می فرمایند: خدا را نمی شود دید ولی کلامش را می شود شنید , خدا در قرآن تجلی کرده است
و فرمود هرکس که فکر کند چیزی از قرآن بالاتر است عظم صغیرا و صغر کبیرا یعنی آن چیزها را بزرگ شمرده و قرآن را کوچک کرده است.
وحی در لغت به معنای اشاره کردن، نوشتن، الهام، کلام پنهانی و هر چیزی است که به دیگری القاء میشود.
"راغب اصفهانی" میگوید:(1) ریشه وحی به معنای اشاره تند و سریع است، از این رو هر کاری که به سرعت انجام گیرد وحی نام دارد و این ممکن است در کلامی رمزی و کنایهای باشد. اما در اصطلاح، الهامات غیبی خدای سبحان به فرستادگان خویش را وحی میگویند. این واژه در قرآن در چهار معنا استعمال شده است:
«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیهِمْ أَن سَبِّحُواْ بُکْرَةً وَ عَشِیا»(2) ؛ از محراب به سوی قومش شتافت و به اشاره به آنان القاء کرد که صبح و شام خدا را تسبیح کنند.
«وَ أَوْحَى رَبّــُکَ إِلَى النـَّحْلِ أَنِ اتَّخـِذِى مِنَ الْجِـبَالِ بُیــوتًا وَ مِنَ الشَّــجَرِ وَ مِمَّا یعْرِشُــونَ»(3) ؛ پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که خانههای خود را در میان کوهها و درختان بنا کند.
این الهام ممکن است خاطر? ذهنی یا القای روحی و روانی از عالم بالا باشد.
«و َأَوْحَینَآ إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِى الْیمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِى إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیکِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ» (4) ؛ به مادر موسی وحی کردیم که طفل خود را شیر بده و اگر ترسیدی که فرعون گزندی به او رساند او را در نیل رها کن.
وحی به این معنا بیش از هفتاد بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله آن که:
«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَینَآ إِلَیکَ هَذَا الْقُرْانَ»(5) ؛ ما به وسیله وحی این قرآن به تو بهترین داستانها را برای تو بیان میکنیم.
آیة الله جعفر سبحانی برای روح کمالاتی در نظر گرفته است که به فراخور میزان تکاملش قابلیت درک و دریافت وحی را مییابد ایشان میگوید:
روح بر اثر کمالاتى که دارد مىتواند از راههاى گوناگون با عوالم روحانى تماس بگیرد. که در روایات پیشوایان اسلام وارد شده است،(6) برخی از این روایات عبارتند از:
1- گاهى حقایق آسمانى را به طور الهام دریافت مىکند، و آنچه که بر قلب او القاء مىشود، حکم علوم بدیهى را پیدا مىکند که شک و تردید در آن راه نمىیابد.
2- جملهها و کلماتى را از جسمى(مانند کوه و درخت) مىشنود، مانند شنیدن حضرت موسى (علیهالسلام) که سخن خدا را از درخت شنید.
3- حقایق در عالم رؤیا براى او بسان روز روشن کشف مىشود.
4- فرشتهاى از طرف خدا مامور مىشود که کلام مخصوصى را به او برساند.
قرآن از این طریق، براى رسول گرامى نازل شده است و خود قرآن نیز در «سوره شعراء»، آشکارا مىفرماید: روحالامین(جبرئیل) آن (قرآن) را بر قلب تو نازل کرده است، تا از گروه ترسانندگان بوده باشى.(7)
الف- وحی، اعم از الهام میباشد؛ زیرا الهام از جانب خدا بدون واسطه فرشته است، ولی وحی گاهی به واسطه فرشته و گاهی بدون آن است.
ب- وحی، از ویژگیهای نبوت و الهام از ویژگیهای ولایت است.
ج- وحی، مقید به تبلیغ و رسانیدن است، در حالی که الهام چنین نیست.
د- در الهام، انسان آگاه نیست که از کجا چیزی به قلبش وارد شده است در حالی که وحی برخلاف این است.
شایعترین کاربرد وحی یعنی وحی به پیامبران نزدیک هفتاد بار در قرآن به کار رفته است. این نوع از وحی، پدیدهای است مرموز که در قالبهای عقلی بشر نمیگنجد. شناخت حقیقت وحی تنها برای کسی ممکن خواهد بود که آن را دریافت کرده است. بنابراین پیامبران الهی تنها کسانی هستند که به واسطه ارتباط شهودی با عالم غیب، معرفت به وحی خواهند داشت و دیگران تنها آثار و علائم وحی را خواهند فهمید.
این پدید? فرا عقلی، یکی از بالاترین مقاماتی است که صف پیامبران را از دیگران جدا میسازد. قرآن، ضمن تأکید بر این مطلب که پیامبران نیز به لحاظ جسمی بشری بیش نیستند و از جنس فرشتگان نمیباشند، تصریح میکند که آنان دارای خصیصهای هستند که دیگران آن را دارا نمیباشند و آن ویژگی «وحی پذیری» است.
اتصال و ارتباط غیبی میان پیامبران و خداوند که «وحی» نامیده میشود، به سه صورت امکانپذیر است:
«وَ مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیا أَوْ مِن وَرَآء حجَابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا»(8) ؛ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید، جز [از راه] وحی یا از فرا سوی حجابی، یا فرستادهای ارسال کند.
در این آیه کریمه اقسام سخن گفتن خداوند با بشر در سه صورت منحصر شده است.
گفتار الهی که هیچ واسطهای میان خدا و پیامبر نباشد. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دربار? چگونگی نزول وحی چنین آمده است که حارث بن هشام از آن حضرت پرسید: وحی چگونه بر شما نازل میشود؟ فرمود:
«گاهی مانند صدای زنگ میآید و این شدیدترین حالت وحی بر من است که مرا کوفته و خسته مینماید و در عین حال همه گفتهها را حفظ میکنم و گاه فرشتهای به صورت مردی متمثل شده آن چه میگوید حفظ میشوم.»
گفتار الهی که از پشت حجاب شنیده شود؛ مانند سخن گفتن خداوند با حضرت موسی به واسط? درخت.
گفتار الهی که ملکی آن را حل نموده و به بشر برساند.
پینوشتها:
1- راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن الکریم، ماده «وحی» .
2- مریم/11 .
3- نحل/68 .
4- قصص/ 7 .
5- یوسف/ 3 .
6- به کتاب «بحارالانوار»، ج 18/193،194،255 ،256 مراجعه فرمایید.
7- نزل به الروح الامین على قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربى مبین. سوره شعراء / 195. و در سوره شورى، آیه 51 به تمام این طرق اشاره شده است و در این مورد به کتاب «رسالت جهانى پیامبران» مراجعه بفرمایید.
8- شوری/ 51.
نماز و اعمالى دیگر، براى رفع وسوسه هاى قلبى
بسیارند کسانى که به وسوسه هاى فکرى در امور اعتقادى و مانند آن گرفتار مى شوند و گاه تصوّر مى کنند این وسوسه ها موجب تزلزل ایمان آنها مى شود، در حالى که چنین نیست.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: هیچ مؤمنى نیست که بر او چهل روز بگذرد، مگر آن که به حدیث نفس دچار شود، وقتى چنین شد دو رکعت نماز بگذارد و از آن به خدا پناه برد.(1) همچنین آن حضرت فرمود: حضرت آدم(علیه السلام) از حدیث نفس به خدا شکایت کرد، جبرئیل نازل شد و گفت: بگو: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ. حضرت آدم(علیه السلام) این ذکر را گفت و حدیث نفس از او برطرف شد.(2) ?
تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لایَمُوتُ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً
توکل کردم بر خداى زنده اى که نمیرد و ستایش خدایى راست که نگیرد همسر
وَ لا وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِى الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ
و فرزندى و نیست برایش شریکى در فرمانروایى و نیست برایش یارى از خوارى
وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً.
و به کمال بزرگى او را بزرگ شمار.
پس از مدّتى آن مرد به نزد رسول خدا بازگشت و گفت: اى رسول خدا! خداوند وسوسه مرا زایل کرد و دَیْنم را ادا نمود و رزقم را زیاد کرد.(3)
همچنین روایت شده، براى رفع وسوسه هاى شیطان ـ آنگاه که در قلبت شکّى پیدا شد ـ بگو:
هُـوَ الاَْوَّلُ وَالاْخِرُ، وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ، وَ هُوَ بِکُلِّ شَىْء عَلیـمٌ.(4)
اوست آغاز و انجام و آشکار و نهان و او به هر چیز داناست.
همچنین در حدیث دیگرى امام صادق(علیه السلام) فرمود: براى رفع وسوسه هاى شیطان، در حالى که دستت را به سینه ات مى کشى بگو:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، وَلاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ
بنام خدا و به ذات خدا محمّد رسول خداست و جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى
الْعَظیمِ، اَللّهُمَّ امْسَحْ عَنّى ما اَحْــذَرُ.
بزرگ خدایا پاک کن از من آنچه را از آن مى ترسم.
آنگاه دست به شکم خود مى کشى و این ذکر را سه مرتبه مى گویى که ان شاءاللّه آن وسوسه برطرف خواهد شد.(5)
همچنین طبق آنچه در روایات آمده براى رفع وسوسه، این امور نیز مؤثّر است:
شستن سر با سدر(6)، مسواک کردن(7)، خوردن انار(8)، آشامیدن آب نیسان(9)،(10) و روزه گرفتن به مدّت سه روز از هر ماه; که عبارت است از پنج شنبه اوّل ماه و آخر ماه و چهارشنبه از وسط ماه(11) و همچنین بگوید:
اَعُوذُ بِاللهِ الْقَوِىِّ مِنَ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ، وَ اَعُوذُ بِمُحَمَّد الرَّضِىِّ مِنْ
پناه مى برم به خداى نیرومند از شیطان گمراه و پناه مى برم به محمّد پسندیده از
شَرِّ ما قُدِّرَ وَ قُضِىَ، وَ اَعُوذُ بِاِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ اَجْمَعینَ.(12)
شر آنچه مقدر گشته و قضا بر آن رفته و پناه مى برم به معبود مردم از شرّ جن و مردم همگى.
باید توجّه داشت که وسوسه ها ریشه هاى مختلف جسمى و روحى دارد که با پیدا کردن ریشه ها باید در دفع آنها کوشید، و به یقین بى اعتنایى به وسوسه یکى از طرق مهمّ درمان است (البتّه بعد از علم و آگاهى کافى به مسائل اعتقادى و عملى) و کسانى که زیاد به آن اعتنا کنند دائماً در عذاب خواهند بود.
وسواس در مسائل عملى و عبادات مخصوصاً در امورى مانند طهارت و نجاست، بسیار زیاد است، بهترین و مؤثّرترین راه دفع آن (پس از آگاهى بر مسائل شرعى و احکام) این است که به افراد معمولى از مؤمنان نگاه کند و ببیند که آنها (مثلاً) براى آب کشیدن بدن یا لباس خود چه اندازه آب مصرف مى کنند به همان اندازه قناعت کند، هرچند شیطان وسوسه مى کند و مى گوید پاک نشده است. هرگز اعتنا به این شک ها نکند که ما مسئولیّت اعمال او را بر عهده مى گیریم!
1. مکارم الاخلاق، صفحه 328 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 354، حدیث 17.
2. امالى صدوق، صفحه 543، حدیث 5 و بحارالانوار، جلد 90، صفحه 186، حدیث 5.
3. کافى، جلد 2، صفحه 555، حدیث 3.
4. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 137، حدیث 4.
5. همان مدرک، صفحه 138، حدیث 3.
6. ثواب الاعمال، صفحه 20 و بحارالانوار، جلد 73، صفحه 87، حدیث 6.
7. امالى طوسى، صفحه 667، حدیث 3 و بحارالانوار، جلد 73، صفحه 139، حدیث 52 .
8. محاسن، جلد 2، صفحه 543، حدیث 845 و بحارالانوار، جلد 63، صفحه 161، حدیث 33.
9. «نیسان» نام یکى از ماههاى رومى است، که پس از 23 روز از ماه فروردین، ماه نیسان داخل مى شود و مدّت آن نیز 30 روز است و در اعمال ماههاى رومى شرح آن گذشت.
10. مهج الدعوات، صفحه 356 و بحارالانوار، جلد 63، صفحه 477.
11. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 96، حدیث 12.
12. بشارة المصطفى، صفحه 27 و بحارالانوار، جلد 74، صفحه 273.
دعاى ترس از وسوسه و حدیث نفس
سید بن یسارگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هرگاه از وسوسه یا حدیث نفس (خاطره هاى شیطانى ) بترسى بگو:
اللهم انى عبدک و ابن عبدک و ابن امتک ، ناصیتى بیدک عدل فى حکمک ماض فى قضاوک اللهم انى اسالک بکل اسم هو لک انزلته فى کتابک او علمته احدا من خلقک او استاثرت به فى علم الغیب عندک ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل القرآن نور بصرى و ربیع قلبى و جلاء حزنى و ذهاب همى ؛ الله الله ربى لا اشرک به شیئا
قال علی (ع): و اعلموا ان هذا القرآن هو الناصح لا یغش، و الهادی الذی لایضل.
همة مومنین دوست دارند که یک شوق و علاقة خاصی نسبت به قرآن کریم پیدا کرده و تمام لحظات زندگی خود را با نورانیت قرآن سپری کنند و به عنوان بهترین نسخة شفا و هدایت از آن بهره ببرند. یکی از عوامل ازدیاد شور و شوق قرآنی شناخت و معرفت پیدا کردن نسبت به این کتاب الهی است و این امر ممکن نیست مگر با هدایت و تفسیر مفسران واقعی قرآن یعنی ائمه معصومین (علیهمالسلام.)
در این میان کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبة 167 نهجالبلاغه که در اوج و قلّه فصاحت و بلاغت، قرآن را بیان فرموده است بهترین راهگشاست. و علامة مرحوم محمدتقی جعفری قدس سره در کتاب ارزشمند قرآن نماد حیات معقول با شرحی مختصر این جملات را ذکر میکنند و ما نیز به اختصار جملاتی از آن را متذکر میشویم. باشد که انشاءالله دلهایی همیشه قرآنی داشته باشیم.
قرآن چگونه کتابی است؟
1. قرآن خیرخواهی است که فریب نمیدهد. این کلام خداوندی است که برای اصلاح بندگان خود در ارتباطات چهارگانه (ارتباط انسان با خدا، با خویشتن، با هم نوع خود، با جهان هستی) نازل فرموده است. از این جهت، خداوند، دانا و توانا و بینیاز مطلق از مخلوقات خویشتن است و چیزی از دیدگاه و قدرت او خارج نیست و به هیچ چیز نیازی ندارد، و علتی برای فریب دادن مردم به وسیلة قرآن یا غیر آن وجود ندارد.
2. قرآن هدایت کنندهای است که هیچ کس را گمراه نمیکند.
3. حدیث راستین عالم وجود را از ازل الآزال تا ابد الآباد، آن چنان که درخور فهم انسانهاست از این کتاب باید شنید.
4. هر آگاهی از محتویات قرآن، افزایشی در هدایت یا کاهشی در جهل و نابینایی را نتیجه میدهد.
5. قرآن بر طرف کنندة هر حاجتی است و بدون ایمان و عمل به آن هیچ نوع بینیازی امکان ندارد.
6. شفای دردها و چارة بیچارگیها در قرآن است؛ شفا از بدترین دردها که کفر و نفاق است و انحراف و گمراهی و چاره جویی برای برطرف کردن مشکلترین گره که عبارت است از: جهل از حکمت وجود آدمی در این دنیا .
7. آنچه را که میخواهید، با راهنماییهای قرآن از خدا مسألت کنید و با محبت به قرآن، رو به خدا کنید و آن را وسیلة مسألت از خلق نکنید. با توجه به معانی آیات قرآنی، انسان آگاه، مسائل حقیقی خود و پاسخ آنها را از خداوند سبحان درمییاید.
8. عمل به قرآن، سعادت انسان را در این دنیا و رستگاری او را در ابدیت تضمین میکند؛ این است معنای شفاعت قرآن در دنیا و در روز قیامت و ابدیت. همچنین، اگر قرآن در آخرت، بدی کسی را گوید یعنی زندگانیاش در دنیا مطابق قرآن نباشد و قرآن را مردود شمارد، گواهی قرآن بر علیه او مورد تصدیق قرار میگیرد.
9. بوسیلة قرآن برای پروردگارتان استدلال کنید. از دو جهت بسیار مهم، قرآن میتواند دلیل برای خدا باشد:
الف) از جهت عظمت و نهایی بودن همة مطالب آن، زیرا همة ما میدانیم که هر مطلبی که در قرآن آمده است دربارة آن مطلب، فوق آن را که در قرآن آمده است، از هیچ متفکر و مکتبی نمیتوان سراغ گرفت.
ب) بشریت باید از آیات قرآنی، همة مشیت و ارادة تکوینی و تشریعی او را به کمک فطرت پاک و عقل سلیم درک کند.
10. همة کشتکاران اقوام و مللل دربارة کشت و برداشت محصول آن، در روز قیامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، مگر کشتکارانی که بذرهای حقایق قرآنی را در دل کاشته و به وسیلة معانی قرآن، آن را آبیاری نموده، شخصیت خود را شایستة لقاءُالله و ابدیت ساختهاند.
11. از قرآن برای نفوس خود، نصیحت و اندرز بطلبید و آراء و نظریات خود را به قرآن عرضه کنید و اگر ناسازگاری احساس کردید – آراء خود را متهم نموده و در برابر قرآن، تمایلات خود را خائن تلقی کنید.
منابع:
1- نهجالبلاغه، خطبة 176
2- کتاب قرآن نماد حیات معقول – علامه جعفری قدس سره